بررسی شکل و رنگ قوچای مردان قوم بختیار

یکے از  اقوام ایرانی که میراثدار فرهنگ غنی این سرزمین می باشد و در مسائل گوناگون اجتماعے و به ویژه مسائل بحرانے کشور، نقش مهمی را ایفا کردهاند، قوم بختیارے است. مردان این قوم داراے لباس مخصوصے هستند که "چوقا" بخشے از بالاپوش آنها را تشکیل مے­دهد. شکل و رنگ در این پوشش از اهمیت بالایے برخوردار است به طورے که، مےتواند اثر یکدیگر را تقویت کند. از این رو، مساله پژوهش حاضر شناسایے ارتباط بین رنگ و شکل بالا پوش مردان بختیارے با روحیه آنان مےباشد و براے رسیدن به این منظور از روش توصیفے- تحلیلے و با استفاده از منابع کتابخانهه­ا، مصاحبه و فیلمبردارے استفاده شده است. نتایج به دست آمده حاکے از این نکته است که بالاپوش مردان قوم بختیارے از جهت شکل و رنگ، روحیه دلیرے همچنین قدمت تاریخے و فرهنگے این قوم اصیل ایرانے را بیان مے­کند.

قومے که در ارتفاعات سر به فلک کشیده با دره‏هاے عمیق و دشت‏هاے کم‏ارتفاع بین اصفهان، فارس و خوزستان سکنے گزیدهاند و رسم ییلاق و قشلاق خود را به تناوب انجام مے‏دهند، قوم بختیارے هستند. این قوم به دلیل حضور پر رنگ در انقلاب مشروطه و مشارکت در هشت سال دفاع مقدس، روحیه دلیرے و شجاعت خود در حفظ سرزمینشان­ را به خوبے نشان دادند. علے محمد رادمنش به نقل از لوریمر می­نویسد: «بختیاری­ها از لحاظ نژادے، ایرانے و اصیل هستند و با پناهگاههاے کوهستانے که داشتنداند از نظر نژادے از حمله اعراب(و نفوذ اجانب و اختلاط نژادے) مصون مانده اند»

در بررسے جغرافیاے بختیاری­ها با توجه به سکونت­گاه­هاے فعلے و شواهد و قراین آن وهمچنین در « منابع مختلفے از کلمه “عیلام تو”  استفاده شده است به معنے مردمانے که در ارتفاعات زندگے مےکنند، دکتر علے زاده باستان شناس موزه شیکاگو با توجه به کارهاے انجام شده در این منطقه این قوم را از نسل عیلامیها می­داند». در واقع «ایالت انشان مناطق کوهستانے شرق خوزستان، نواحے جنوب غربے اصفهان و قسمت غربے و شمال غربے استان فارس را در برمی­گرفت. بیشترین قسمت ازمنطقه بختیارے در این قلمرو قرار داشت». در این طبیعت منحصر به فرد «انسان جزئے از هستے بیکران است و مانند هر جز دیگر هستی، وابسته به سایر اجزاء است و با آن­ها ارتباط دائم دارد. اگر هستے بدون انسان را طبیعت بنامیم، می­توانیم بگوییم که انسان و طبیعت در یگانگے و تجانس همواره بر هم اثر میگذارند. به بیان دیگر، در جریان زندگانے هر فرد انسان، روابط پیچیده فراوانے میان او و محیط که شامل طبیعت و سایر افراد انسانے است، برقرار مے­شود». آنها در استفاده از صور بیرونے طبیعت به جاے تقلید از آن، تنها مبادے آن را منعکس می­کنند.هنرشناسان و فیلسوفان هنرهایے که به تقلید از طبیعت پرداخته­اند، هنر طبیعت­گرا نامیده­اند و «هنر طبیعتگرا را به عنوان هنر پیشرو مےشناسند».

شکل ورنگ بالاپوش مردان قوم بختیارے

پوشاک، بارزترین سمبل فرهنگے و مشخصترین مظهر قومے و سریع الانتقال­ترین نشانه فرهنگے است و به دلیل حرکتے که به همراه انسان دارد، زمینه تاثیرگذارے و تاثیرپذیرے فرهنگے آن بیشتر از هر نشانه فرهنگے دیگر است. اقوام مختلفے در ایران زندگے می­کنند که هرکدام داراے ویژگی­هاے برجسته­اے هستند که از نگاه نخست قومیت، حوزه زندگی، زبان و سایر مختصات فرهنگے آنان را در ذهن بیننده تداعے میکند.

«کسب منزلت اجتماعے از طریق پوشاک در بین مردان نیز وجود دارد ضمن اینکه هر پوشاکے ممکن است بیانگر قشر و طبقه،رفاه، میزان دانش،سفر و زیارت وسیاحت باشد». چوقا یا بالاپوش مردان قوم بختیاری، در گذشته نوعے ارخالق بود که به رنگ­هاے تیره و عمدتاً مشکے بود و به آن “قبا” مےگفتند.

 چوقا ے مردان بختیارے

چوقااز صنایع دستے زنان هنرمند عشایر است.آنچه را زنان با دست می­بافتند، چیزهایے بود که در زندگے روزمره کاربرد داشت و مصالح آن از پشم و مویے که از گوسفند و بز به دست مے­آمد، تهیه میشد. شکل و نقش چوقا  در گذشته، با توجه به عکس­هایے که از زمان مشروطه به جا مانده و فیلمهاے مستندے که در زمان پهلوے ساخته شده است، تک رنگ و به رنگ مشکے است. دربررسے رنگ کنونی، چوقا دو رنگ سیاه و سفید دارد که شکل مستطیل و نقش هندسے آن صورت نمادین دارد. در این نقوش، هماهنگے بین فضاے مثبت و منفے مشاهده میشود. شکل و رنگ، که در واقع ارزشهاے نمادین چوقا هستند، در خدمت خواست­هها و به قول فروید آرزوها و تمایلات انسان هستند. از این رو، اصلی­ترین راه براے انتقال آرزوها، ترس و امیدوارے انسان به حساب می­آیند و این دو تقویت کننده یکدیگرند و زمانے که با هم مورد استفاده قرار گیرند، تـأثیر بیشترے دارند.

اگر در هنگام غروب آفتاب به چغازنبیل نگاه کنید، سایه روشنے از بنا حاصل میشود که در نقش چوقا، به صورت ریتمے خاص نشان داده شده است (خواسته و ناخواسته، بی­ارتباط با سیاه و سفید بودن چوقا نیست). همچنین، در مرکز پشت چوقا کمے فاصله بین نقش­ها زیادتر شده که محراب­هاے معابد عیلامیان را نشان مے­دهد. این شکل، درکنگرههاے تخت جمشید هم وجود دارد و خطوط باریک زیر نقوش اصلی، مانند نور محراب نمایان هستند. لازم به ذکر است که “گریشمن” باستان شناس درزمان پهلوے، چغازنبیل را کشف کرد که بعد از آن زمان شکلگیرے چوقا با این شکل و نقش را شاهد هستیم. البته این نوع نقش، در آثار گذشته مثل مقبره کورش هم دیده مے­شود و خود برگرفته از کوه است. در این­باره گفته شده «چوغا» هم خانواده «چغا» است و با چغازنبیل شوش ارتباط دارد.

از طرفے دیگر، بار معنایے هر کدام از رنگهاے سیاه و سفید در فرهنگ بختیارے چنین است که:«رنگ سفید به معناے فرشته نیک است که از پایین به سمت بالا می­رود و  اوج آگاهے و نزدیکے به عالم معنوے و خداوند را نشان میدهد. این باور نیاکان به صورت دائم، با تکرار رنگ سفید در چوقا تداعے می­شود. و شاید یادآور آن باشد که مردم ایلیاتے، با وفادارے به راه راست به نیکفرجامے مےرسند. رنگ سیاه، نماد اهریمن است که به سمت زمین نشانه می­رود و نمادے از نشیب و سیاهے مےباشد که معادل شیطان است و انسان را به منیت مے­کشاند و باعث شر و هبوط انسان می­گردد. از این رو، بخش اعظم چوقا رنگ سفیدے است که نشان دهنده پیروزے نور وپاکے بر سیاهے و بدے دارد».

چــوقا در ساختار پـوششے و کارکـرد اجتماعــے

در بررسے پدیده­هاے فرهنگے و اجتماعے از زوایاے مختلف به آثار و نتایج متفاوتے مے­توان رسید. یکے از شیوهها از نظر معرفتی، تبیین اجزاء، از دیدگاه­هاے علوم جامعه شناسے و روانشناسے است که مکتب ساختگرایے در این حوزه واقعیت و چگونگے تحلیل و تبیین آن را در ارتباط با سایر بخش­ها مورد بررسے قرار می­دهد. از مشاهده واقعیت موجود عناصرے استخراج مے­شود که به کمک آنها میتوان به صورت انتزاعے نظمے معنادار از نسبتهاے میان عناصر را معلوم کرد که آیا نظام ساخته شده با واقعیت مورد نظر در مشاهدات گوناگون منطبق است یا نه. سپس، می­توان این نظام را با نظامهاے دیگر که در زمینه­هاے واقعے دیگر کشف شده­اند، ربط داد. به همین گونه، نظمے که در ارتباط با مقولههاے فرهنگے قرار دارد، ما را به سوے یک کل یعنے لباس که جزء مهمے از ساختار فرهنگے هر قومے است می­کشاند.بنابراین هر قسمت از لباسهاے این قوم را که بررسے نماییم به تاثیر و کارکرد آن و ارتباط با دیگر لباسها می­رسیم. به گونه اے که کلیت لباس بختیارے که شامل کلاه چوقا و دبیت (تنبان) و گیوه می­باشد، را شکل میدهد. به عنوان مثال، پوشش چوقا و شلوار تنگ (شهری)چندان تناسبے با هم ندارند و قابل انطباق معنایے نیستند. براے بررسے روانشناسانه، در ابتدا نیاز به شناخت باورها و عقاید و رسوم است، زندگے در طبیعتے این چنین خاص، فرهنگے متمایز و ناب را به همراه داشته که آثار آن را باید در شاخصههاے فرهنگے چون لباس، گویش و موسیقے و بیانات شفاهے آن  قوم جستجو کرد. فرهنگے که بر اثر نوع برخورد انسان با طبیعت حاصل میشود، بدون شک نوعے جهان بینے خاص و به طبع آن نوعے روحیه خاص را شامل مے­شود.

چوقا همچون زندگے مردمان بختیارے از نوعے سادگے خاص برخوردار است. این هنر وابسته به طبیعت است و وقار ساده طبیعت را به طور بسیار زیبایے منعکس میکند که بیانگر فضاے فکرے و نیروے روانے آنهاست. همانگونه که مےدانیم انتقال معانے و مفاهیم با به کار بردن تصویرهاے هندسے مانند چهار گوشه یا سه گوشه یا دایره و شکل­هاے دیگر و یا به کار بردن شکل­هایے که در طبیعت وجود دارد، همچون درخت،کوه، خورشید، ماه و مانند این­ها و کاربرد نقاشے یا حکاکے شکل انسان یا جانور یا میدان جنگ و اینها، معیارهایے براے تمایز و فرهنگ است. با این وجود هر قومے براے خود بسترے از رویش فرهنگے است. از نظر بختیارےها سنگها، درختان، قلهها وچشمهها مقدساند. اما نمیتوان مشخص کرد که اندیشههاے مشخصے در این­باره دارند. آنها حجارےها، سنگ نوشتهها و در واقع، تمام طبیعتے که در آن سکنا دارند را نوعے طلسم میشمارند.

در قوم بختیاری، مراسم هاے عزا و جشن به شیوه خاصے برگزار مےگردد. ولے نکته قابل توجه این است که چه در جشن عروسے و چه در عزادارےها، لباس مردان فرقے ندارد و همان چوقا و تنبان وکلاه است و تنها پیراهن زیر چوقا، از نظر رنگے (سیاه و سفید) متفاوت مے­شود. هنگامے که کسے از آنها فوت مےکند، به دلیل نشان دادن جوانمردے و دلیرے شخص متوفے، اسبے را سیاه پوش کرده و شلیک هوایے میکنند. همچنین،  بر سر مزار او شیر سنگے میگذارند و در طرفین بدن شیر، نقش هایے از اسلحه سرد و گرم از قبیل تفنگ، خنجر، شمشیر و کارد شکارے پدید مےآورند.

اقوام بختیارے در دوران­هاے بحرانے در صحنه حضور داشتهاند. به طورے که، در دوران مشروطیت به تهران راهے شدند و در این واقعه مهم تاریخے، ایفاے نقش کردند. تاریخنویسان ایرانے، ویژگی­هاے برترے از جمله مشروطیت را به سردار اسعد نسبت می­دهند. البته، خط مشے بیشتر خان­ها رسیدن به مقامها و مصادرے بود که هر دولت جدیدے مے­توانست زمینهساز آن باشد. در خاطرات سرداراسعد بختیارے از مبارزه اقوام بختیارے در سال۱۳۲۷ به مدت ۹ ماه با ایلات مهاجم و دستگیرے و کشته شدن اشرار مطالبے بیان شده است و در هشت سال دفاع مقدس نیز دلیرانه جنگیدند. براے شناخت و بررسے ارزش­ها و تأثیرات رنگے یک جامعه باید به جنبه­هاے روانشناسے رنگ و معانے درونے اشکال، هر چند انتزاعے توجه کرد. زمانے که از رنگ سخن به میان است، نسبت تیره و روشن آن و هماهنگے آنها مد نظر قرار مے­گیرد. البته باید در نظر داشت که قسمت عمده از معانے نمادین رنگ به سنت­ها و محیطهاے اجتماعے خاصے که در آنها زندگے مےکنیم، بستگے دارد. ولے به طور مرسوم سفید سمبل دنیایے است که در آن همه رنگها، به مثابه یک صفت ویژه معین ناپدید شدهاند. این دنیا، دورتر از آن است که هارمونےاش بتواند با روحمان ارتباط حاصل کند. سکوتے عظیم، مانند دیوارے غیر قابل نفوذ، حیاتش را از دسترس درک ما دور نگاه میدارد. بنابراین هارمونے سفید، سکوت است و به طور کلی، رنگ سیاه و سفید حد اعلاے تضاد یا دوگانگے مثبت و منفے محسوب مےشوند.

در بررسے عناصر بصرے چوقا، به دلیل وجود خط­هاے عمودے سبب بلند قامت نشان دادن پوشنده مے­شود و ضخامت خطوط در قسمت شانه که به حداکثر پهناے خود مے­رسد، سبب درشتے اندام و شانه هاے پهنتر می­شوند و این از عواملے است که خاصیت مردانه را تشدید مےکند.زمانے که دور کمر را با شال یا قطار فشنگ مےبندند این حالت  به خوبے در حد نهایت خود قرار مےگیرد. بختیارے ها در برابر خشم طبیعت با پوشیدن چوقا و بستن شالے دور کمر نیروے خود را دو چندان مےکنند و دام ها و خانه و کاشانه خود را از طبیعتے به طبیعتے دیگر انتقال مےدهند و در این راه با استقامت و قدرت زیادے قدم مےگذارند.

نتیجهگیرے

اقوام بختیارے که زندگیشان در طبیعت و منطقهاے کوهستانے قرار دارد، ازبالا پوشے به نام چوقا استفاده مے­کنند که از نظرشکل و رنگ برگرفته از طبیعت و دیرینه تاریخےشان است، به طورے که هر کدام از مباحث رنگ وشکل این بالا پوش درارتباط با خصوصیات روان شناسانه است.

بررسی شکل و رنگ قوچای مردان قوم بختیار

  • نویسنده : مدیر سیستم
    • امتیاز :
    • 1
    • 0
  • تاریخ انتشار : 1396/03/06
  • تعداد مشاهده : 437 بار